« فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش دهم-(پایان) »


از نکات شگفت انگیزی که در این میان وجود دارد، این است که خداوند دانا و قادر متعال که علم او بر همه چیز احاطه دارد، پیشگویی ها و رهنمود هایی را به صورت مستقیم در آیات قرآن و به صورت غیر مستقیم از زبان معصومین (ع) بیان فرموده است، تا به کمک آن ها بتوان با بزرگترین دشمن دین در طول تاریخ یعنی فراماسونری مقابله کرد. به خصوص اگر از دریچه ی بحث دجال به فراماسونری نگاه کنیم، این مسأله خود را بیشتر نشان می دهد. (البته لازم به ذکر است که فراماسونری یک اسم است و نامی است که به یک تشکیلات  گسترده  اطلاق  می شود.  بنابراین  هنگامی  که  از  فراماسونری  نام می بریم، منظورمان تنها لژ هایی که در کشور های مختلف وجود دارند نیست؛ بلکه مقصودمان کشور های ماسونی همچون آمریکا و اسراییل و نیز فرقه هایی همچون اوانجلیسم و ... نیز می باشد. بنابراین اصطلاح فراماسونری، یک اصطلاح گسترده است.)

اسلام تمهیدات فراوانی برای مقابله با جریان بسیار مخرب فراماسونری به کار گرفته است تا مسلمانان به کمک آن ها با این دجال احتمالی آخرالزمان مقابله کنند. در این بخش به مهمترین تمهیدات به کار گرفته شده توسط اسلام اشاره می کنیم:

 

1 - معرفی مکرر فرعون به عنوان یکی از بزرگترین  طاغوت ها.

همان گونه که در قسمت های مختلف مقاله ملاحظه کردید، تعالیم الحادی و شیطانی  کابالا  و  فراماسونری،  مبانی  خود  را  از  فرهنگ  و  تمدن  طاغوتی فراعنه ی مصر باستان کسب کرده است.(457) این مبانی مصری از چنان اهمیتی در فراماسونری برخوردار است که حتی گروه های فراماسونری مانند طیف  (Shriner)  که  به  آداب  و  رسوم  الحادی  اعراب  جاهلی  علاقه  نشان می دهند، کماکان  از  مبانی  مصری  نیز  تبعیت  می نمایند.  در واقع  می توان  گفت  که شالوده ی کابالا و فراماسونری نیز از تعالیم و نمادهای مصر باستان تشکیل  شده  است.  در  تصاویر  زیر  نیز  بخشی  از  این  نماد ها  را  ملاحظه می فرمایید:

 

 
تعدادی از نماد های مشابه فراماسونری و مصر باستان




 
تعدادی از نماد های مشابه فراماسونری و مصر باستان


 
همان گونه که ملاحظه فرمودید، تعداد زیادی از نمادهای فراماسونری، مشابه نمادهای مصر باستان هستند و این مطلب نیز اقتباس فراماسونری را از فرهنگ الحادی مصر باستان، تایید می نماید.(458)

خداوند متعال که دانای همه ی امور است، در قرآن کریم مطالب فراوانی در مذمت و نکوهش فرعون و وزیرش هامان بیان داشته است؛ به طوری که نام فرعون، بیش از نام هر طاغوت دیگری در قرآن ذکر شده و مورد نکوهش واقع شده است. در زیر  بخشی از این آیات را ملاحظه می فرمایید:(459)

 

 






 
بخش هایی از آیات قرآن مجید که به نکوهش بنی اسراییل پرداخته اند
 

این  مسأله  که  با  وجود  زیستن  حکام  ظالم  دیگری  همچون  آشوربانیپال  و بخت النصر دوم در طول تاریخ،(460) خداوند به آن ها اشاره نمی کند، اما بارها به فرعون اشاره می نماید، نشان می دهد که از نظر خداوند متعال، فرعون و فرعونیان خطرناکترین دشمن برای ادیان الهی بوده و شناخت آنان بیش از همه برای مسلمانان ضروری است.

قطعاً خداوند متعال که دانای گذشته و حال و آینده است، با توجه به این که طاغوت های آینده ی جهان را ادامه دهنده ی راه فرعون می دانسته است، به معرفی مکرر فرعون در قرآن پرداخته تا مسلمانان را از خطر فرعون و فرعونیان آگاه نموده و آنان را از افتادن در چنگال فرعونیان زمان (فراماسون ها) برحذر دارد.

این اشاره ی شگفت انگیز و اعجاز گونه ی قرآن به فرعون و فرعونیان و برشمردن خطرات آن ها، نشان می دهد که خداوند متعال، مسلمانان را از خطری که در آخرالزمان به وسیله ی فرعونیان (فراماسون ها) ایجاد می شود، آگاه نموده و بدین ترتیب آنان را در مقابله با این گروه ملحد، تشویق کرده است.


 

2 - بیان خباثت های مکرر یهود و بنی اسرائیل در قرآن و  نکوهش آنان.

قوم بنی اسراییل، یکی از خیانتکارترین و پیمان شکن ترین اقوامی است که می توان در طول تاریخ یافت. در دسیسه ها و توطئه های مهمی که در طول تاریخ اتفاق افتاده است، عمدتاً می توان ردپای بنی اسراییل را مشاهده کرد. به همین دلیل، پس از پراکنده شدن بنی اسراییل در بین اقوام دیگر، همواره سایر اقوام تلاش می کردند تا خود را از دسایس این قوم دور بدارند.

قوم بنی اسراییل، نقش بسیار مهمی در انتقال مفاهیم ماسونی مصر باستان به اروپا و آمریکای امروز داشته است و در این راه با ایجاد تعالیم کابالا، تعالیم پراکنده ی مصری را منسجم تر کرده است. برای دریافت بهتر این مسأله، بهتر است نگاهی دوباره به جریان انتقال مفاهیم ماسونی از مصر باستان به اروپا بیندازیم:(461)

قوم بنی اسراییل که توسط حضرت موسی (ع) و به دستور خداوند از چنگال فرعون و فرعونیان رهایی یافته بودند، پس از رفع خطر فرعونیان، به ناسپاسی نعمت های خدا پرداختند و گوساله پرستی اختیار کردند. اما مجدداً لطف خدا شامل حال آنان شده و به شریعت حضرت موسی (ع) بازگشتند. پس از فوت حضرت موسی (ع)، بنی اسراییل به جای پیروی از دین آسمانی، شروع به ترویج تعالیم انحرافی مصری کردند که قبلاً این تعالیم را در مصر آموخته بودند. آنان تعالیم الحادی مصری و تعالیم الحادی ملل مجاور را به هم آمیختند و از امتزاج آنان تعالیم منحرف و الحادی کابالا را پایه گذاری کردند و با وقاحت تمام،  این  تعالیم  منحرف  را  عرفان  یهودی!  نامیدند. آن ها حتی به پیامبران الهی نیز رحم نکرده و حضرت سلیمان (ع) را (نعوذ بالله) کافر و مشرک نامیدند تا برای خود شریک جرم بیافرینند.

در ادامه، کاهنان بنی اسراییل تعالیم الحادی کابالا را به عده ای از جنگجویان صلیبی به نام شوالیه های معبد آموزش دادند و از طریق آنان این تعالیم را در سراسر اروپا و سپس آمریکا منتشر نمودند. سرانجام در قرون اخیر، تعالیم کابالا به فراماسون ها منتقل شده و آنان نیز انتشار این تعالیم را بر عهده گرفته اند. بدین ترتیب می توان گفت که بنی اسراییل، پل ارتباطی اصلی بین مصر باستان و  عصر  حاضر  بودند  و  به  وسیله ی  آنان  تعالیم  ماسونی  کابالا  در  دست فراماسون ها قرار گرفت. البته لازم به ذکر است که رابطه ی بنی اسراییل با فراماسونری دو طرفه بوده و فراماسونری نیز از آرمان های بنی اسراییل حمایت می کند.

از جمله  گروه ها و دشمنانی که خداوند در قرآن مکرراً به آن ها اشاره کرده است، بنی اسراییل می باشد. بنی اسراییل در قرآن بارها به عنوان قومی پیمان شکن، حسود، بهانه گیر، ناسپاس و تنبل معرفی شده است؛ به نحوی که حتی مردم این قوم، عنایات خداوند را نادیده گرفته و به جیفه های پست مادی مشغول بوده اند.

خداوند در آیات بسیاری از قرآن، به بیان  کارشکنی ها و  نافرمانی های  قوم بنی اسراییل  پرداخته  و  مسلمانان  را  از  پرداختن  به  اعمال  و  رفتار  آن ها باز داشته  است.  همچنین  خداوند  متعال،  در  آیات  بسیاری،  به  نکوهش بنی اسراییل پرداخته و مسلمانان را از خطر بنی اسراییل آگاه کرده است.

در  زیر،  بخش هایی  از  آیات  قرآن مجید  را  که  به  نکوهش  بنی اسراییل پرداخته اند، ملاحظه می فرمایید:


 
بخش هایی از آیات قرآن مجید که به نکوهش بنی اسراییل پرداخته اند
 

نکوهش مکرر بنی اسراییل در قرآن مجید، آن هم در زمانی که در ظاهر، مشرکین مکه دشمن اصلی مسلمانان بودند، نشان می دهد که خداوند دانا و حکیم  در  قرآن،  مسلمانان  را  از  خطر  بزرگتری  آگاه  نموده  است  که  همانا بنی اسراییل می باشد. در واقع خداوند حکیم با اشارات مکرر به بنی اسراییل در قرآن، به مسلمانان هشدار داده اند که بزرگترین دشمن اسلام در طول تاریخ   و بالاخص در آخرالزمان، بنی اسراییل می باشد.

این پیشگویی خداوند در قرآن نیز معجزه ای آشکار می باشد؛ چرا که امروزه مشاهده می کنیم که دجال احتمالی آخرالزمان یعنی فراماسونری، حاصل تعالیم منحرف کابالایی بنی اسراییل است و از سوی دیگر نیز فراماسونری با تمام قوا از آرمان های منحرف بنی اسراییل حمایت می کند.

بدین ترتیب، اشارات مکرر خداوند متعال به خباثت بنی اسراییل در قرآن برای پند گرفتن مسلمانان را می توان یکی از تمهیدات اسلام برای مقابله با دجال احتمالی آخرالزمان یعنی فراماسونری دانست.
 

 

3 - بیان معجزات دقیق علمی در قرآن به منظور مقابله با ادعاهای علم گرایانه ی فراماسونری.

در بخش های مختلف این مقاله، ذکر شد که تشکیلات جهانی فراماسونری، ادعاهای علم گرایانه ی فراوانی دارد؛ به طوری که بسیاری از افتخارات و ادعاهای خود را بر پایه ی علوم و به خصوص علوم تجربی قرارداده است.

عضویت تعداد زیادی از برندگان جوایز صلح نوبل در فراماسونری،(462) تکیه ی فراوان فراماسونر ها بر نظریه ی انتخاب طبیعی داروین،(463)  استفاده ی فراوان کابالیست ها و فراماسونر ها از هندسه و ریاضیات، استفاده از علامت پرگار و گونیا به عنوان یک نماد مهم فراماسونری،(464) مدارک علمی بالای اعضای لژها(465) و ... همه از مواردی هستند که فراماسونر ها سعی می کنند به وسیله ی آن ها خود را متولی و صاحب علم معرفی نمایند و از سوی دیگر، ادیان را به تمسخر بگیرند و دینداران را انسان هایی جاهل، بی سواد، دور ازعلم، و خیالپرداز معرفی نمایند. شاید به جرأت بتوان گفت که یکی از ابزارهایی که فراماسونری به شکل بسیار موثری از آن استفاده می کند و به وسیله ی آن، دانشمندان و دانشجویان را به لژها جذب می نماید، همین ادعای علم گرایانه ی فراماسونری است.

اما بر خلاف ادعاهای پوچ فراماسونری، ادیان الهی و به خصوص دین مقدس اسلام، سرشار از مطالب دقیق علمی بوده و حتی مومنان را به علم آموزی  تشویق کرده اند. در این میان، کتاب مقدس قرآن که بدون کم و کاست، سخنان خداوند متعال را در خود جای داده است، در اولین دقایق و اولین شب نزول وحی به حضرت محمد (ص)، از قلم و خواندن و تعلیم سخن می گوید:




 
حضور کلمات قلم, بخوان و تعلیم در اولین آیات نازل شده بر پیامبر گرامی اسلام.(آیات 1-5 سوره ی علق)



کتاب عزیز قرآن، علاوه بر این که بارها مومنین را به علم آموزی تشویق کرده است، خود نیز حاوی نکات علمی بسیار دقیقی است که خصوصاً در حیطه ی علوم تجربی، اعجاب آور می باشد.

برای بیان روشن تر این مطلب، یک نمونه از این نکات علمی را که جنبه های اعجاز قرآن را نشان می دهد، بیان می نماییم:

در آیات ابتدایی سوره ی روم، خداوند حکیم دو نمونه از معجزات گرانقدر خود را جای  داده  است.  یکی  از  این  معجزات،  مربوط  به  پیشگویی  تاریخی  بوده  و معجزه ی دیگر، مربوط به علوم زمین شناسی می باشد. قبل از توضیح بیشتر، بهتر است که نگاهی به این آیات بیندازیم:

 



 

آیات 1-4 سوره ی روم و اعجاز آنها.
 

در اکثر سوره هایی که با حروف مقطعه آغاز می شوند، خداوند بلافاصله از عظمت قرآن سخن می گوید؛(466) اما در سوره ی روم، خداوند  بلافاصله  به  جنگ  ایران و  روم می پردازد؛ این مطلب می تواند ما را به این نکته راهنمایی کند که احتمالاً در داستان جنگ ایران و روم، معجزات و نکاتی وجود دارد که عظمت قرآن و خالق آن را نشان می دهد؛(467) بنابراین با این مقدمه، با پشتوانه ی  بیشتری می توانیم به بررسی معجزات قرآن در این آیات بپردازیم. 

در  آیات  1 تا 4  سوره ی  مبارکه ی  روم،  دو  معجزه ی بزرگ  خداوند  دیده می شود:

1)      اولین معجزه، مربوط به پیشگویی خداوند درباره ی یک حادثه ی تاریخی است. بدین ترتیب که خداوند در این آیات، خبر از پیروزی روم در جنگ با  ایرانیان می دهد.

آیات ابتدایی سوره ی روم، در زمان حضور پیامبر گرامی اسلام در مکه و در حدود سال 620 میلادی (6 سال بعد از اولین جنگ بزرگ ایران و روم شرقی در منطقه ی اورشلیم (بیت المقدس)) نازل شد. جنگ مذکور بین ایران و روم شرقی (بیزانس) در سال 614 میلادی به وقوع پیوست که در اثر آن، شهر اورشلیم (بیت المقدس) و سرزمین های زیادی از منطقه ی شامات و فلسطین به دست دولت ایرانی ساسانی افتاد.(468) جنگ سال 614 میلادی، از جنگ های مشهور تاریخ است؛ زیرا به دنبال فتح اورشلیم به دست ایرانیان، صلیب مقدس نیز به دست ایرانیان افتاد و آن ها این صلیب را به عنوان غنیمت جنگی با خود به ایران بردند.(469) (صلیب مقدس، صلیبی است  که بنابر اعتقاد مسیحیان، حضرت عیسی (ع) بر روی آن به صلیب کشیده شدند و پس از مرگ به آسمان عروج کردند.(470) البته مسلمانان به این صلیب و مرگ حضرت عیسی (ع) اعتقاد ندارند، بلکه اعتقاد دارند که خداوند حضرت  عیسی (ع) را به صورت زنده عروج داده اند.)

بعد از جنگ سال 614 میلادی، اکثر کشورها نابودی حکومت روم شرقی  (بیزانس) را که یکی از ابرقدرت های آن زمان بود، حتمی می دانستند؛ زیرا قبل از فتح اورشلیم نیز رومیان بیزانسی، شکست های متوالی و متعددی از ایرانیان  خورده  بودند  و  سرزمین های  زیادی  از  روم،  به  دست  ایرانیان افتاده بود.(471)

اما خداوند متعال، برای امیدواری دادن به مسلمانان که در آن هنگام، دوران سختی را پشت سر می گذاشتند، پیشگویی انجام داد تا مسلمانان را بیشتر به آینده امیدوار کند.

خداوند قادر متعال در اواخر حضور پیامبر در مکه (مصادف با 620 میلادی)، آیات ابتدایی سوره ی روم را بر پیامبر گرامی اسلام نازل کرد(472) و در آن وعده داد که روم، علیرغم شکستی که از ایران خورده بود،  در  کمتر  از  10 سال (3 تا 9 سال) بر ایران پیروز خواهد شد.(473)  خداوند  متعال  در  ادامه  نیز می فرماید که مومنین با  تحقق  این  وعده  و  پیشگویی  خوشحال  خواهند شد و به آینده ای روشن برای اسلام، امیدوار خواهند گشت.

بعد از نزول آیات مذکور، مشرکین مکه، پیامبر و مسلمانان را مسخره نموده و (نعوذ بالله) پیشگویی قرآن را دروغ دانستند. اما تاریخ بعد از گذشت 7 سال نشان داد که پیشگویی قرآن کاملاً صحیح بوده و خداوند دانا خود بهتر از هرکس دیگری از آینده خبر دارد.

بدین صورت که  در  سال  627  میلادی  (7  سال  بعد  از  نزول  آیات  ابتدایی سوره ی  روم)، رومیان شکست سختی را در منطقه ی نینوا بر ایرانیان تحمیل نمودند. به نحوی که ایرانیان از ترس شکست های بیشتر، صلحی را با روم شرقی منعقد نمودند که بنابر مفاد آن، ایرانیان مجبور شدند از متصرفات قبلی خود عقب نشینی نموده و صلیب مقدس را به اورشلیم بازگردانند.(474) بدین ترتیب با تحقق وعده ی خداوند، مومنین شاد گشته و به وعده های دیگر خداوند متعال از جمله پیروزی اسلام در آینده نیز امیدوار شدند.
 

2)      دومین معجزه ای که در آیات ابتدایی سوره ی روم وجود دارد، بعد از گذشت 14 قرن از نزول قرآن، و به دنبال اختراع وسایل پیشرفته ای همچون ماهواره، کشف شد.

این معجزه، یک  معجزه ی  مربوط  به  علوم  طبیعی  است  که  در  حوزه ی علم زمین شناسی بیان شده و خداوند در آن، از یک واقعیت علمی مهم پرده برداشته است؛ واقعیتی که 14 قرن از دید مسلمانان و سایر انسان ها پنهان  مانده  بود،  اما  خداوند  آن  را  در  کتاب  مقدس  قرآن،  به  بنده ی بزرگوارش حضرت محمد (ص) در سرزمین خشک و بی آب و علف عربستان اعلام کرده بود.

برای شناختن بهتر این معجزه،  بهتر  است  قبل  از  هر  چیز  به  آیات 1 تا 3 سوره ی روم و ترجمه ی آن، نگاه مجددی بیندازیم:

خداوند در آیات 2 و 3 سوره ی مبارکه ی روم می فرمایند:

« غُلِبَتِ الرُّومُ (2) فى أَدْنى الأرْضِ وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سیَغْلِبُونَ (3) »(475)

در اکثر ترجمه هایی که از آیات فوق وجود دارند، چنین می بینیم:

« رومیان شکست خوردند (2) در نزدیکترین سرزمین و[لى] بعد از شکستشان در ظرف چند سالى به زودى پیروز خواهند گردید (3) »(476)

همان گونه که ملاحظه فرمودید، در اکثر ترجمه هایی که از قرآن موجود است، عبارت أَدنى الأرض به صورت نزدیکترین سرزمین ترجمه شده است. یعنی معنای فرعی و غیر رایج کلمه ی أَدنى در ترجمه ها به کار گرفته شده است.(477) این در حالی است که  اگر  معنای  دوم  و  فرعی کلمه ی أَدنى یا نزدیکترین را به کار بریم، ممکن است با ابهاماتی مواجه شویم.

برای درک بهتر این موضوع، به تصویر زیر توجه فرمایید:

 

 


در تصویر فوق، ملاحظه می فرمایید که تمام مناطق موجود بر روی دایره ی قرمز بزرگ، فاصله ی یکسانی از مکه (دایره ی آبی کوچک) دارند.یکی از این مناطق که با فلش زرد رنگ نشان داده شده است، محل جنگ ایران و روم در سال 614 میلادی می باشد.

با توجه در تصویر فوق، نتیجه می شود که عبارت أَدنى الأرض که در آیات ابتدایی سوره ی روم آمده است، به احتمال زیاد به معنای نزدیکترین سرزمین نیست؛ زیرا سرزمین های بسیاری از جمله جنوب عراق، شمال مصر و... نیز روی دایره ی قرمز بزرگ قرار  دارند  و  فاصله ی  آن ها  از  مکه  نیز  مساوی  فاصله ی  محل  جنگ  ایران  و  روم،  از  مکه  است.  بنابراین، نمی توان به محل جنگ ایران و روم، لفظ « نزدیک ترین سرزمین به مکه » را اطلاق کرد، چرا که نقاط فراوان دیگری هستند که فاصله شان از مکه، مساوی فاصله ی مکه با محل نبرد ایران و روم است.

علاوه بر این، سرزمین های دیگری مانند یمن نیز که محل مناقشات دیگری بین ایران و روم بودند، نسبت به اورشلیم و فلسطین (محل جنگ سال 614 میلادی) به مکه نزدیکترند. بنابراین عبارت نزدیکترین سرزمین بیشتر بر (یمن) انطباق دارد تا اورشلیم.

بنا بر دلایل فوق، به نظر نمی رسد که منظور از أَدنى الأرض، نزدیکترین سرزمین باشد.

حال با این اوصاف، معنای أَدنى الأرض چه می تواند باشد؟

اصلی ترین و رایج ترین معنای کلمه ی أَدنى، عبارت پست ترین می باشد؛ همان گونه که کلماتی مانند دنیء نیز به معنای پست، و دنائت نیز به معنای پستی می باشند. نکته ی جالب این که این کلمات در زبان فارسی نیز به همین معانی استفاده می شوند.

بدین ترتیب می توان عبارت أَدنى الأرض را به صورت پست ترین سرزمین معنا کرد.

نکته ی مهم این که کلمه ی أدنی در فرهنگ لغات و مترجم های کامپیوتری و اینترنتی نیز عمدتاً به معنای کمترین، پست تر، و به خصوص پست ترین ترجمه می شود که این مسأله نیز نشان می دهد از نظر این فرهنگ لغات نیز معنای اصلی کلمه ی أدنی، عبارت پست ترین می باشد.

اما  جالب تر  این  که  هنگامی  که  در  مترجم های  آنلاین  و  اینترنتی عربی-انگلیسی عبارت أَدنى الأرض را وارد می کنیم، ترجمه ی آن به صورت Lower Land یا Lowest Land ظاهر می شود که معنای آن در فارسی، سرزمین پست تر  یا  پست ترین سرزمین  می باشد.  بنابراین  این مترجم ها نیز درباره ی کلمه ی أدنی، معنای پست تر یا پست ترین را صحیح می دانند.(478) (لازم به ذکر است که کلمه ی أدنی یک اسم تفضیل(479) در زبان عربی است  که  بنا  به  موقعیت  آن  در  جمله،  می تواند  به  صورت پست تر یا پست ترین معنا شود. در مورد آیه ی 3 سوره ی روم، به دلیل نقش أدنی در جمله، معنای درست آن پست ترین می باشد.)

برای درک بهتر مطالب گفته شده، به تصاویر زیر توجه فرمایید:

 


 




 

بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، از نظر مترجم های معتبری همچون « Google Translate » نیز أدنی الأرض به معنای پست ترین سرزمین می باشد.

 

اما آیا پست ترین سرزمین، در آیه ی 3 سوره ی روم، معنای خاصی دارد؟

قبل از اختراع ماهواره ها و استفاده از آن ها در علوم زمین شناسی و جغرافیا، اندازه گیری ارتفاع نقاط مختلف سطح زمین و مقایسه ی آن ها با یکدیگر، کار بسیار سخت و غیردقیقی بود؛ اما با اختراع ماهواره ها و استفاده از آن ها در علوم زمین شناسی و جغرافیا، مقایسه ی ارتفاع مناطق مختلف کره ی زمین آسان شد. در طی این مطالعات، مشخص شد که پست ترین منطقه ی روی خشکی های زمین، بحرالمیت (Dead Sea) بوده  و سرزمین های اطراف بحرالمیت شامل کرانه های غربی و شرقی رود اردن، پست ترین سرزمین های کره ی زمین می باشند.(480)

برای درک بهتر این مطلب، به تصاویر زیر که از سایت های معتبر برداشته شده اند، توجه فرمایید:(481)


 



مقالاتی درباره ی پست ترین نقطه ی زمین در بحرالمیت(Dead Sea)





پست ترین نقطه ی عالم در مرز بین کشور اردن و کرانه ی باختری رود اردن در فلسطین اشغالی.)



بدین ترتیب  همانگونه  که  ملاحظه  فرمودید، بحر المیت (Dead Sea) پست ترین نقطه ی روی زمین است.

حال اگر به نقشه های جغرافیایی دقت نماییم، متوجه خواهیم شد که یکی از نزدیک ترین   شهرهای  بزرگ  تاریخی  به  بحرالمیت،  شهر  اورشلیم   یا بیت المقدس  (Jerusalem)   است.   به   نحوی   که  حداقل  فاصله ی بیت المقدس   از   بحرالمیت،  40/17  کیلومتر   و   حداکثر   فاصله ی بیت المقدس از بحرالمیت، 47/21 کیلومتر می باشد. 

در تصاویر زیر، موقعیت شهر بیت المقدس را نسبت به بحرالمیت مشاهده می فرمایید:

 

 
فاصله ی بسیار کم بیت المقدس (بیضی کوچک) از بحر المیت (بیضی بزرگ).



 فاصله ی بسیار کم بیت المقدس (Jerusalem) از بحر المیت (Dead Sea) در تصویر ماهواره ای سایت Google. دقت کنید که خطوط زرد, فاصله ی شهر را از بحر المیت و خطوط آبی , فاصله ی مسجدالاقصی را از بحر المیت نشان می دهد. 10/80 مایل یا 17/38 کیلومتر است. به مقیاس موجود در گوشه ی پایین چپ تصویر توجه فرمایید.


همان گونه  که  ملاحظه  فرمودید،  بحرالمیت (Dead Sea)  پست ترین نقطه ی خشکی های زمین بوده و بدین ترتیب، اورشلیم یا بیت المقدس  (Jerusalem) نیز در پست ترین سرزمین جهان قرار داد که همانا سرزمین کرانه ی غربی رود اردن است.

با این اوصاف درمی یابیم که مقصود خداوند از عبارت أَدنى الأرض در آیات ابتدایی سوره ی روم، پست ترین سرزمین بوده است، نه نزدیکترین سرزمین، که این مطلب با معنای اصلی أَدنى که پست ترین است، مطابقت دارد. در واقع خداوند متعال، در آیات ابتدایی سوره ی روم، یکی از معجزات قرآن کریم را در حوزه ی علم زمین شناسی و جغرافیا بیان کرده و در این آیات، سرزمین کرانه ی غربی رود اردن را که اورشلیم (محل شکست روم از ایران در سال 614 میلادی) در آن واقع شده، پست ترین سرزمین دانسته است.(482)

این معجزه ی علمی بی نظیر، در حالی از سوی قرآن اعلام شد که اندازه گیری اختلاف سطح خشکی ها از دریا، و مقایسه ی سطوح نقاط مختلف کره ی زمین ممکن  نبود.  تنها  با  اختراع  ماهواره ها  و  امکانات  پیشرفته،  بشر  توانست   به  پست ترین سرزمین (پست ترین نقطه ی خشکی)  در  جهان پی ببرد که این امر، بعد از 1400 سال از نزول قرآن امکان پذیر شد.

نکته ی مهمی که  وجود  دارد،  این  است  که  خداوند  متعال  در  آیه ی  اول سوره ی روم، حروف مقطعه را به کار برده است و این مسأله نیز می تواند ما را به وجود معجزات آشکار در آیات ابتدایی سوره ی روم، راهنمایی کند؛ زیرا در قرآن کریم، در اکثر مواردی که از حروف مقطعه استفاده شده، بلافاصله بعد از آن آیاتی  درباره ی  عظمت  قرآن  بیان  شده  است.  حال این  مسأله  که  در سوره ی روم بلافاصله بعد از حروف مقطعه، قضیه ی شکست روم از ایران مطرح شده است، نشان می دهد که در پس ظاهر آیات مربوط به شکست ایران از روم، معجزات بزرگی نهفته است که عظمت قرآن را نشان می دهد. بدین ترتیب می توان گفت که خداوند متعال نیز ما را به معجزات موجود در آیات ابتدایی سوره ی روم، آگاه کرده است، اما ما انسان ها به دلیل نقایص علمی و عدم وجود امکانات، تا قرن اخیر از فهم بخشی از این معجزات عاجز بودیم.

اما در این میان، دشمنان اسلام نیز بیکار ننشسته اند و تلاش مذبوحانه ای را در رد این معجزات  آشکار  الهی  انجام  داده اند. این معجزات الهی به قدری  دقیق و بی شبهه بیان شده اند که حسد و خشم دشمنان اسلام را برانگیخته اند و آنان در صدد برآمده اند تا به نحوی در این معجزات شبهه وارد کنند.

برای مثال، در چند سایت اوانجلیکال (صهیونیست مسیحی) بیان شده است که از آن جا که پست ترین نقطه ی زمین در جهان در کنار بحرالمیت قرار دارد و شکست روم از ایران نیز در اورشلیم اتفاق افتاده است، مطلب ذکر شده در قرآن صحیح نیست و قرآن درباره ی پست ترین نقطه ی زمین اشتباه کرده است؛ چرا که اورشلیم (بیت المقدس) که محل شکست ایران از روم بوده است، از پست ترین نقطه ی جهان، کمی فاصله دارد و از آن کمی بلند تر است. بنابراین قرآن اشتباه کرده (نعوذ بالله) و به همین دلیل کتاب آسمانی نیست.

در رد ادعاهای  سخیف و بی پایه ی سایت های مذکور و سایت های مشابه، باید گفت که بنا بر چند دلیل محکم، سخنان این سایت ها کاملاً غلط است:

A)      خداوند متعال در قرآن کریم، از پست ترین سرزمین جهان سخن گفته است، نه از پست ترین نقطه ی جهان. بدین صورت که خداوند بزرگ، عبارت دقیق أَدنى الأرض یا پست ترین سرزمین را در آیات ابتدایی سوره ی روم  به  کار  برده  است  و هیچ گاه عبارت پست ترین شهر و یا عبارت پست ترین نقطه را ذکر نکرده است.

از نظر جغرافیایی نیز سرزمین کرانه ی غربی رود اردن (که اورشلیم و قسمت شمالی و غربی بحرالمیت و سرزمین های اطرافشان نیز بخشی از آن هستند)،  پست ترین  سرزمین  جهان می باشد، که این مطلب با آیه ی قرآن در رابطه با محل شکست روم مطابقت دارد؛ چرا که قرآن نیز سرزمینی که شکست روم در آن روی داده است (کرانه ی غربی رود اردن) را پست ترین سرزمین دانسته است، نه شهر اورشلیم.

بنابراین نتیجه می شود که سخن دشمنان اسلام در رد این معجزه ی بزرگ، دروغی بیش نیست. چرا  که  خداوند بزرگ در سوره ی روم،  شهر  اورشلیم  را  پست ترین  شهر  یا پست ترین نقطه ندانسته است، بلکه سرزمینی که اورشلیم (محل شکست روم از ایران) در آن قرار دارد را به عنوان پست ترین سرزمین دانسته است و این مطلب با واقعیات علم زمین شناسی مطابقت دارد.

 

B)      دشمنان اسلام که در رابطه با معجزات قرآن گزافه گویی می کنند، به این مسأله  توجه  نکرده اند  که  محل  نبرد  دو  لشکر،  هیچ گاه  نمی تواند پست ترین نقطه ی زمین باشد؛ زیرا پست ترین نقطه ی کره ی زمین، یک منطقه ی کوچک در ابعاد کمتر از یک متر است که یک نفر به سختی می تواند در آن بایستد!

بنابراین هیچگاه نمی توان محل نبرد دو لشکر را در پست ترین نقطه ی زمین دانست، چرا که پست ترین نقطه ی زمین مساحت کمی دارد. اما سخن خداوند قادر متعال که سرزمین محل جنگ ایران و روم را پست ترین سرزمین دانسته است، کاملاً درست می باشد؛ چرا که یک سرزمین پست به راحتی می تواند دو لشگر را در خود جای دهد. برای درک بهتر این مسأله به شکل زیر توجه فرمایید:



 مقایسه ی معجزه ی قرآن مجید در آیات ابتدایی سوره روم با گزافه گویی های دشمنان اسلام: دشمنان اسلام میگویند که پست ترین نقطه ی زمین در سواحل بحر المیت است و شکست روم از ایران در اورشلیم رخ داده است; بنابراین (نعوذبالله) قرآن در اطلاق لفظ پست ترین سرزمین به محل شکست روم از ایران , اشتباه کرده است! این حماقت و جسارت دشمنان اسلام از آنجا ناشی می شود که آن ها حتی منطق را در گفته های خود به کار نمی برند ; بدین ترتیب که آنها دقت نکرده اند که در آیات ابتدایی سوره روم , سخن از پست ترین سرزمین به میان آمده است نه پست ترین نقطه ی زمین. زیراعلاوه بر معنای ظاهری آیه, منطقا هم نمی توان تصور کرد که محل جنگ دو لشکر در یک نقطه ی پست باشد. در شکل سمت راست را نیز ملاحظه می فرمایید که پست ترین نقطه ی زمین تنها گنجایش یک انسان را دارد نه یک لشمر; اما پست ترین سرزمین(شکل سمت چپ) , توانایی گنجاندن دو لشکر را در خود دارد. بدین ترتیب این مطلب اثبات می کند که سخن خداوند متعال در قرآن , کاملا منطقی و سخنان دشمنان اسلام , دور از منطق است.

 

بدین ترتیب می توان دریافت که سخن خداوند بزرگ در قرآن، علاوه بر انطباق با علم، با منطق نیز کاملاً مطابق می باشد، اما سخن دشمنان گزافه گوی که  درباره ی  محل  جنگ  دو لشگر  در  پست ترین  نقطه ی  زمین  صحبت می کنند، بر منطق نیز منطبق نیست.

 

A)      علاوه بر دلایل محکمی که در بالا به آن ها اشاره شد، سوالات مهمی مطرح می گردد که ادعاهای دشمنان اسلام را رد می کند؛ و آن سوالات بدین قرار هستند:

چگونه ممکن  است  قرآن  در  آیه ای  که  مربوط  به  جنگ  است، مسأله ی سرزمین محل جنگ را بیان نماید و اینچنین دقیق و جسورانه، درباره ی پستی و بلندی محل جنگ سخن بگوید؟ انسان های از خدا بی خبری که کلمات قرآن را به پیامبر (ص) نسبت می دهند و آن را سخن خدا نمی دانند، آیا از خود نمی پرسند که چگونه ممکن است پیامبر (ص) خود را به دردسر انداخته و در هنگام صحبت از جنگ، درباره ی پستی و بلندی زمین  سخن گفته باشد؟ حال آن که اگر واقعاً خود پیامبر (ص) قرآن را ساخته باشد (نعوذ بالله)، برای خود دردسر نمی تراشد و درباره ی مسایل خطیری چون پستی و بلندی زمین سخن نمی گوید.

سرانجام باید این سوال را پرسید که چگونه ممکن است که قرآن در یکی از آیات نادر خود، سخن از پست ترین سرزمین زده باشد و به صورت تصادفی از نظر جغرافیایی نیز همان سرزمین از همه ی نقاط دنیا پست تر باشد؟ در این جا حتی اگر بحث نقطه و سرزمین را که در بالا بیان کردیم، کنار بگذاریم، باز هم جای شگفتی خواهد بود که در یکی از نزدیک ترین شهر ها به بحرالمیت (پست ترین نقطه ی زمین)، شکست روم از ایران اتفاق افتاده است و قرآن نیز به بسیار پست بودن محل شکست روم، اشاره کرده است

همان گونه که ملاحظه فرمودید آیات ابتدایی سوره ی روم، حاوی دقیق ترین و شگفت انگیزترین معجزات خداوند در رابطه با علوم مختلف، به خصوص علوم تجربی است و این معجزه و سایر معجزات بزرگ خداوند که در حوزه ی علوم طبیعی هستند، جواب دندان شکنی به ماسون هایی است که فراماسونری را منبع و منشأ علم دانسته و ادیان الهی را مکاتبی صرفاً تئوریک و داستانی معرفی می نمایند.

با این معجزات علمی آشکار، می توان جوانان تحصیل کرده را به سمت قرآن و اسلام هدایت کرد و از افتادن در دام فریبنده ی ماسون ها در امان نگاه داشت. به همین دلیل، معجزات علمی قرآن را نیز می توا

/ 2 نظر / 28 بازدید
ناشناس

وبلاگت اصلا کامل نیست!!!

[گل]